چهار شنبه , آوریل 24 2019
سرخط خبرها
خانه / مقالات علمی / اشتباه پروفیسوری سیاست جمهوری اسلامی در قبال تشیع افغانستان (ایوبی پاییز)

اشتباه پروفیسوری سیاست جمهوری اسلامی در قبال تشیع افغانستان (ایوبی پاییز)

ایوبی پاییز
ایوبی پاییز
بعد از کودتای هفت ثور 1357 در افغانستان و به دنبال آن قیامها بر ضد رژیم خلق و پرچم خیلی از متعلمین و محصلینی ناراضی از الحادی بودن رژیم مکاتب و پوهنتون های خود را ترک کردند به ایران پناه بردند. در بین این تعداد متعلمین و محصلین به فیصدی بیست از اهل تشیع بودند که به باور ها و اعتقادات جهادی و دینی شان بیشتر از طلبه های علوم دینی دهاتی محکمیت داشتند. اگر جمهوری اسلامی ایران این بیست فیصد را جزب دبیرستانها و دانشگاههای شان میکردند اکنون بیست فیصد دکتورها و ماستری رشته های علوم جدیده ی سر سپرده ی خاص ایران در داخل افغانستان داشتیم. که هم به نفع جامعه شیعه افغانستان بود و هم به نفع خواسته ها و پالیسی های ولایت فقه ایران بود. اما جمهوری اسلامی ایران بجای این کار تا توانست بیش از حد ظرفیت ها و اولویتهای رشتوی طلبه ی علوم دینی آن هم فقط در رشته فقه در داخل افغانستان و ایران پرورش داد! چه مغز های ناب و مخلص ولایت فقه که صرف به جرم طلبه نبودن در پای صداهای خشین تولو بر و قلو بر فرسوده شدند. شهید بزرگوار اسلام و مفتخر دنیای تشیع علامه مطهری در یکی از کتابهایش خاطرات سفر مشهد مقدس اش را این طوری آموزنده بیان میفرماید: در چوکی موتر نشسته بودم و در چوکی های پیش رویم دو رفیق از تهران تا مشهد میرفتند. اینها در بین صحبتهایشان وقتی به کلمه آخندها رسیدند یکی از ایشان آنچه در توانش بود از فحش و ناسزا بر آخندها دریغ نکرد. من آرام آرام در جستجوی علت بر آمدم دیدم این مرد به تمام معنا مذهبی است به امام هشتم (ع) خیلی اراده دارد. در هر ایستگاه نمازش را با خضوع و خشوع انجام میدهد حتا غذای بین راه و قهوه خانه را نمیخورد که شبهه ناک نباشد. اما با این همه مسلمان بودن همچنان در دشمنی با آخندها پافشاری میکرد. دیدم اصلش خراب نیست باید خراب بودن فرعش را بدانم. تا اینکه وقتی صحبت از رشته کاری به وجود آمد آهی سردی کشید و گفت برادرانم داکتر اند و انجینر اند… تنها منی بدبخت که از دست فلان آخند ( اسمش را برد) به مکتب کلاسی نرفتم- زیرا از باب دلسوزی آمد و پدرم را تلقین کرد که به مکتب فرنگی نروم و حالا شغلم رانندگی است و این چنین فرع- ریشه یابی گردید و دریافتم که همیشه اندکترین اشتباه دین گریزی جوانان میگردد. در عصریکه امپریالیزم با طرح و پلان سازی و مصارف هنگفت جوانان را بسوی دین زدایی سوق میدهد بر روحانیت و مجامع علمی و دینی الزامیست که یا کانون پاسخگویی به کجروی های جوانان را تاسیس کنند یا از هر گونه اقدامات تند فاقد تحلیل منطقی خود داری شود. چه بسی است با موجودیت شریعت مداران نا آگاه و فاقد توانایی علمی و عملی- زمینه ای از زمینه های دین گریزی را توسط افراط گرایی مذهبی به وجود آورند. من اکثری از متنهای عقده آمیز جوانان را که در فیسبوک مینگرم ناشی از مسایلی است چون:
1- بی توجه مردم در انتخاب شریعت مدار قریه جات و شهرکهای دهاتچه ای.
2- عدم تغذیه سالم فکری جوانان.
3- برخورد تند و غیر منطقی با جوانان در قسمت پرسش مسایل دینی.
4- دور بودن مجامع روحانیت از پناهگاه بودن مستحکم برای توده و جوانان.
5- بی توجهی والدین در ابعاد تغذیه رسانی مثبت و سالم به جوانان.

درباره ی مدیر سایت

نام من علی مدد و نام فامیلی من شجاعی و در بهار ۱۳۵۸ خورشیدی در قریه قلندری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی در یک خانواده متوسط و متدین چشم به دنیا گشودم. که دوره ابتدائیه مکتب را در مکتب امام جعفر صادق خواندم و دوره متوسطه را در لیسه های خدایداد و لومان خواندم و دوره لیسه را در لیسه صالحی زیرک خواندم و دوره لسانس را در دانشگاه پیام نور افغانستان در رشته حقوق به پایان رساندم.

همچنین ببینید

موفقیت

موفقیت انسان موجودی است که در زندگی خود و در کل بگویم که در فطرت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *