چهار شنبه , اکتبر 23 2019
سرخط خبرها
خانه / شعر و ادب / مخاطب! قاتلان شهدای زابل- افغانستان (نویسنده ظاهر ایوبی پاییز)

مخاطب! قاتلان شهدای زابل- افغانستان (نویسنده ظاهر ایوبی پاییز)

باغبانا!ساقه را ازگل جدا کردی چرا؟
ساقه وهم گل را ازهم سواکردی چرا؟
بشکنددستان پرجوروجفایت باغبان!
آتشی درهیمه ی محنت سراکردی چرا؟
بگذردفصل بهاروشوکت و شأن تونیز!
میرسدروزی به پایان ازخدا، کردی چرا؟
بلبلی رادرقفس تنهاگذاشتی ای خرف!
گل ربودی ازکنارش،صدجفاکردی چرا؟
شاخه ی نورس راقلع وقمع ای بوالهوس!
بهرنفع خویشتن ای بی حیاکردی چرا؟
مرغک نوبال راباخواری پرکندی چرا؟
ظلم بی اندازه رابربینواکردی چرا؟
خبث طینت درضمیرخویش میداشتی نهان!
دست تقدیررانگرچون برملاء کردی چرا؟
گفته اندهرگزمبرنان کسی از راه ظلم!
ظالما آخرچسان این ماجراکردی چرا؟
گلبنی کزناز،بوسه میزدش بادبهار!
این چنینش پایمال خاک راه کردی چرا؟
بشکندتقدیرحق،روزی تراچون قلب من!
ای که ازنامردی ات،روزم سیاه کردی چرا؟
من نگویم هجوی تو،بل خوانمت مدح وثنا!
چون ثنای خویش راخود بی ثناکردی چرا؟
خارهجران کاشتی،یکروز درپایت خلد!
چون عزیزان رابه هجران مبتلاکردی چرا؟
‏”ایوبی”ازبدگهرهرگزمجو نام ونشان!
اقتضای نیش عقرب، انتباه کردی چرا؟

درباره ی مدیر سایت

نام من علی مدد و نام فامیلی من شجاعی و در بهار ۱۳۵۸ خورشیدی در قریه قلندری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی در یک خانواده متوسط و متدین چشم به دنیا گشودم. که دوره ابتدائیه مکتب را در مکتب امام جعفر صادق خواندم و دوره متوسطه را در لیسه های خدایداد و لومان خواندم و دوره لیسه را در لیسه صالحی زیرک خواندم و دوره لسانس را در دانشگاه پیام نور افغانستان در رشته حقوق به پایان رساندم.

همچنین ببینید

تقدیم به شهدای جنبش روشنایی (ایوبی پاییز)

صبح دم مرغ چمن با من گفت حدیث سرو و گل سوسن گفت به تمنای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *