چهار شنبه , اکتبر 23 2019
سرخط خبرها
خانه / حقوق / مناسب بودن کاهش جمعیت در افغانستان

مناسب بودن کاهش جمعیت در افغانستان

۱نویسنده: علی شجاعی
چنانچه در جریان هستید که شرایط کنونی کشور از نگاه امنیتی مناسب نبوده و عدم امنیت در کشور باعث شده که بس مشکلات در این کشور حاکم شود. در این مقاله کوشش میشود که به صورت همه جانبه عنوان فوق را به درستی بررسی کرده و راه برون رفت از این معضل نیز بیان گردد.
اگر از شما سوال شود که آیا در شرایط فعلی افغانستان- کاهش جمعیت مناسب است یا افزایش؟
شما در اول امکان دارد دچار دو دلی شده باشد و یا دو دلی شوید- چنانچه که من دو دل بودم و بعد از بررسی به این نتیجه که رسیدم که در ذیل درج میگردد:
الف) امنیت: امنیت زیر بنای هر نوع رشد و ترقی در یک کشور بوده میتواند. اگر یک کشور رشد اقتصادی میکند از وجود امنیت است. اگر یک کشور رشد علمی میکند تاثیر مستقیم امنیت است. اگر در یک کشور زمینه برای کار فراهم میشود مستقیما عامل آن امنیت است. پس در هر کشوریکه امنیت و آرامش وجود داشته باشد مردم آن کشور رشد و ترقی میکنند. چون با روحیه آرام و یا آرامش کامل در یک کار مصروف میشود. اگر امنیت در افغانستان وجود میداشت سرمایه داران دلگرم به سرمایه گذاری در کشور میشد یعنی هر سرمایه دار به یک کاری بزرگی اقدام میکرد مثلا یکی کارخانه تولیدی میساخت تا کارگران بیکار مصروف کار میشد و دیگری مرغداری میساخت تا تعدادی از کارگران در آنجا مصروف کار میشد. همین قسم همه کارگران بیکار مصروف یک کار میشد و اقتصاد سازی میکردند. و همین قسم اقتصاد کشور هم رشد میکرد چون فورمول اقتصادی داریم که نرخ سرانه یک کشور را معلوم میکند که نظر به آن فرمول- هر قدر که میزان کاری اتباع در یک کشور بالا برود به همان اندازه درآمد سرانه نیز بالا میرود. چون از بیکاران کشور کاسته میشود. وقتیکه نرخ بیکاری در یک کشور پایین باشد اتباع یک کشور صاحب اقتصاد میشود و با اقتصاد و در آمد خوب میتوانند در قسمت تربیت و تعلیم فرزندان خود نیز کاری انجام دهد. اما با دستان خالی فرزند و یا فرزندان در یک خانه تعلیم و تربیه درست نمیشود.

ب) اقتصاد: گرچه در بالا در مورد اقتصاد خانواده و افراد کمی صحبت شد با آنهم باید بگویم که حلال همه مشکلات عصری اقتصاد است و اقتصاد میتواند سرنوشت یک فامیل و یا یک خانواده را از نگاه مادی تغییر دهد. اگر سرپرست یک خانواده از پول خود درست استفاده کرده و خودش کار کند و از پول خویش در راستای رشد و ترقی و تعلیم و تربیه فرزندان خود استفاده کند و هیچگونه غفلت از تربیت فرزندان خود نکند و بالای آنان کاملا نظارت داشته باشد فرزندان آن خانواده فرزندان سالم بار آمده و باعث رشد و ترقی دیگری در جامعه خودش میگردد. یعنی چنان فرزندان الگو و نمونه شناخته میشوند در یک جامعه و اگر وارد جامعه هم گردد روی جامعه تاثیر مثبت وارد میکند. مثلا اگر خانواده ای باشد که سرپرست خانواده فقط به فکر نان پیدا کردن فرزندان باشد و هیچ وقتی برای تربیت و تعلیم فرزندان نداشته باشد چنین خانواده معضل خلق میکند در جامعه- چون فرزندان امکان زیاد داره کوچه وبازاری گردد و امکان دارد دستخوش قاچاقچیان مواد مخدر و یا جهت استفاده از اعضای کلیدی وجود آن اختطاف شده و به کشورهای خارجی فروخته شوند. و یا اگر از چنین خانواده ها فرزندی به سرقت و یا یک عمل نا مشروع دیگر مبتلا شود هنگامیکه در جامعه وارد میشود چه بخواهیم و چه نخواهیم تاثیر بالای چند نفر هم سن و سالان خود وارد میکند و فرهنگ چنین فرزند بالای چند نفر دیگه تاثیر میکند و آنان هم امکان داره که اگر والدین متوجه اعمال و رفتار آنان نشود منحرف شود. این مورد دقیق مانند آنست که یک قطره رنگ را داخل یک پیاله آب بریزیم و آب صاف را کمی رنگ میکند بنا بر این فرزندان بی تربیت و خیابانی و کوچه گشت و… در جامعه مضر واقع میشود و فرزندان سالم و با تربیت در جامعه مفید واقع میشوند. پس خانواده کوچکترین نهاد اجتماع است که هر خانواده میتواند هم مفید واقع شود در جامعه و هم میتواند مضر تمام شود در جامعه. پس خانواده سالم فرزندان سالم تربیت میکند و فرزندان و یا افراد سالم جامعه سالم میسازد. که همه ی این موارد بدون اقتصاد به دست نمی آید. نادر است خانواده ای یافت شود که با اقتصاد کم و ضعیف بتوانند فرزندان خوب و سالم تربیت کرده و تقدیم به جامعه کند.

ج) تعلیم و تربیه: مکتب جایی است که هم تعلیم و میکند و هم تربیه. چنانچه در قرآنکریم آمده است که: یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه
که تعلیم و تربیت را لازم و ملزوم همدیگر دانسته. و در قدم اول هم روی تزکیه صحبت کرده و هدف از تزکیه همان تربیت است که اول باید کودک تربیت شود بعد تعلیم و یا هردو هماهنگ و باهم باشند. در این مورد معلم میتواند مفید و موثیر واقع شود. اگر معلم روی هردو مولفه تکیه کند و مسئولیت خود را دقیق انجام دهد شاگردان خوب تربیت و تعلیم میکند و اگر روی یکی یعنی فقط به تعلیم تکیه کند باز هم ریشه کار خراب بوده و کار به جای اساسی نمیرسد. چنانچه در کتاب دانش خانواده و جمعیت به نوشته ای از زهرا آیت اللهی درج گردیده که در تربیت فرزند باید همسویی وجود داشته باشد که عبارت اند از:
۱- همسویی والدین در تربیه فرزند.
۲- همسویی جامعه با والدین یا والدین با جامعه.
۳- همسویی مکتب با والدین.

در این قسمت چون نام از مکتب و مدرسه درج شده پس معلم را نیز در بر میگیرد که باید با والدین کودک همسو عمل کند.

د) تولید مواد غذایی و رشد جمعیت: نظریه ای معروف به نام نظریه مالتوس است که مالتوس میگوید: نسبت به تولید مواد غذایی رشد جمعیت و نفوس بیشتر است در جهان. بدین بیان که وضعیت اقتصادی و وضعیت تولید مواد غذایی بدبر از گذشته میشود اگر نفوس در جهان بدین منوال به طرف ازدیاد برود.
پس من طرفدار این هستم که نفوس در افغانستان باید کاهش یابد چون وضعیت کار خراب و اقتصاد کشور فعلا مشکل دارد. امنیت وجود ندارد وقتیکه امنیت وجود نداشته باشد سرمایه داران سرمایه گذاری نکرده و در این صورت میزان بیکاری زیاد میگردد و خانواده ها دچار بحران اقتصادی میشود. با این وجود خانواده ها از تربیت فرزندان خود باز مانده و با مشکلات تمام با فقر اقتصادی دست و پنجه نرم کرده و شب و روز در تلاش نفقه عیال میشوند چه رسد بر اینکه در تربیه فرزندان رسیدگی کنند. گرچه تعدادی از اندیشمندان نقدش این است که با وجود نا امنیها در کشور و هر روز قربانی گرفتن در شهر ها و شاهراهها و دیگر مناطق کشور بر اثر جنگ و رهگیری و انتحاط و انفجار تعدادی زیادی از اتباع کشور افغانستان کشته میشوند و میگویند که باید میزان جمعیت در افغانستان افزایش یابد یعنی میگویند که باید تولد و میزان زایش بالا برود تا این مورد که در انتحار و انفجار کشته میشوند تلافی شود. اما نظر من برعکس نظر آنان است. من میگویم که رشد همه جانبه در یک کشور از خانه و خانواده که کوچکترین نهاد اجتماعی و یا جامعه است آغاز میگردد. بدین بیان باید میزان زایش کاهش یابد و جمعیت در کشور کاهش یابد- چون هر خانواده ای که فرزند کمتر به دنیا بیاورند در قسمت تربیت و تعلیم آنان و سرپرستی خوبتر رسیدگی کرده میتوانند. چنانچه در بالا ذکر گردید که اگر خانواده ها فرزند زیاد داشته باشد و رسیدگی به تربیت و تعلیم سالم و مناسب آنان کرده نتوانند ممکن و یا به احتمال زیاد فرزند کوچه گرد و یا دستخوش باندهای قاچاق انسان و یا دست خوش باندهای مواد مخدر میگردند. لذا خانواده ها باید فرزند کمتر به دنیا بیاورند و از تربیه و تعلیم سالم آنان دریغ نکنند و فرزندان سالم را تقدیم جامعه کنند تا جامعه به طرف سالم شدن حرکت کند. وقتیکه جامعه سالم شد دیگر نا امنی وجود نداشته بلکه نابود شده میرود. چون افراد ناسالم از جامعه برچیده شده و امنیت خود بخود به وجود میاید. که قسمت تربیت روی موضوع امنیت و امنیت روی موضوع تربیت و تعلیم تاثیر مستقیم دارد و لازم و ملزوم همدیگر اند.

نتیجه گیری: از این نوشته نتیجه میشود که در شرایط فعلی افغانستان- کاهش جمعیت به نفع افغانستان بوده و اگر جمعیت کاهش یابد به مرور زمان جامعه به طرف سالم شدن حرکت میکند. چون خانواده سالم افراد سالم تربیت کرده و تقدیم جامعه میکند و افراد سالم جامعه سالم را میسازد. پس معلوم است که افراد سالم عمل ناپسند انجام نمیدهند. بلکه در راستای رشد و ترقی یک جامعه سهیم میشود. شرایط فعلی افغانستان ایجاب میکند که باید نفوس در کشور کاهش یابد تا کم کم به امنیت و اقتصاد و رشد و ترقی برسیم. در چند سال اخیر هر نوع سیاست را تجربه کردیم و دیدیم که همه و همه ناکام هست و یا ناکام ماند. چون افراد ناسالم در جامعه افغانستان زیاد است و مشکلات عمده زیر سر این عده از عناصر نا مطلوب میباشد. سیاست مداران کشور هر نوع راه حلی را که برای بحران افغانستان سنجیدند ناکام ماندند. لذا یگانه راه برون رفت از این معضل کاهش نفوس در افغانستان است. بنابراین باید کمپاین های کاهش نفوس در کشور راه اندازی شده و برنامه ها و موضوعات تربیتی و تعلیمی مناسب روی دست گرفته شود.

درباره ی مدیر سایت

نام من علی مدد و نام فامیلی من شجاعی و در بهار ۱۳۵۸ خورشیدی در قریه قلندری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی در یک خانواده متوسط و متدین چشم به دنیا گشودم. که دوره ابتدائیه مکتب را در مکتب امام جعفر صادق خواندم و دوره متوسطه را در لیسه های خدایداد و لومان خواندم و دوره لیسه را در لیسه صالحی زیرک خواندم و دوره لسانس را در دانشگاه پیام نور افغانستان در رشته حقوق به پایان رساندم.

همچنین ببینید

نظام سلطنتی در معارف جاغوری

هرگاه نظری به چند سال قبل کشور و ولسوالی جاغوری بی اندازیم، دیده میشود که …

یک دیدگاه

  1. سلام
    لطفا دیدگاه خود را در مورد کاهش جمعیت، ای گونه پخش نفرنایید که همینگونه هم جمعیت شیعیان افغانستان کشته و تید و پرگ شده و دیگر نیازی د این گونه کار ها نیسته.
    همه ی جهان د این نتیجه رسیده اند که جمعیت افزایش دهیم. ان موقع جنابعالی می موگی که کاهش جمعیت داشته باشیم.
    ——————
    امنیت د دولت ربط دره. نه پدر یک خانواده. پدر که نمی تانه پیره استاد شوه که خدای ناکرده کدام اتفاق نیفته.
    ——————–
    نظریه مالتوس ره تا الان چند نفر پاسخ دادن
    1- اگر از ظرفیت کشاورزی افغانستان استفاده شود به اندازه ی 2 برابر جمعیت فعلی ر حتما نان میدیم
    2- او مالتوس خبر نداشته که امریکا الان 320 میلیون جمعیت دره ولی 11.5 برابر مصرف داخلی تولید غلات دره.
    غلات مثل گندم و ذرت و … که مواد خوراکه هستند و مواد اصلی.
    غلات شامل خشخاش و تریاک و … نموشه.
    3- افغانستان قد ای خاکی که دره 100% می تانه چند برابر جمعیت فعلی ر نان بیده اگر درست مدیریت شود.
    —————
    معلومه که واقعا خبرنداری که کاهش جعیت = است با کاهش نیروی کار جوان و کاهش نیروی جوان یعنی افزایش جمعیت مفت خور و مصرف کننده ی جامعه
    ای جمعیت جوان هسته که د مرز استاد موشه و از تمامیت ارضی و جان و ناموس خود دفاع می کند.
    کاهش جمعیت ضربه ایی سهمگین و نابود کننده د افغانستان، کشور جنگ زده
    —–
    در مورد سیاست های تشویقی افزایش جمعیت امریکا و انگلستان برو بخوان.
    امنیت بهانه ایی برای منقرض کردن نسل افغانستانی
    اقتصاد بهانه ایی برای منقرض کردن نسل افغانستانی
    تعلیم و تربیه بهانه ایی برای منقرض کردن نسل افغانستانی
    او مردم به هوش باشید که مقطوع النسل نشوید!!!!!!!!!!!!!!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *