چهار شنبه , آوریل 24 2019
سرخط خبرها
خانه / تاریخ / نظام سلطنتی در معارف جاغوری

نظام سلطنتی در معارف جاغوری

هرگاه نظری به چند سال قبل کشور و ولسوالی جاغوری بی اندازیم، دیده میشود که در اکثری از ادارات دولتی تغییر و تحولی ایجاد گردیده است. بدیهی است که در یک نظام باید تغییر و تبدیل هر چند سال روی یک پست ایجاد شود چون این یک اصل است در قواعد و اصول کشور. در ولسوالی جاغوری از دوره موقت تا حال اکثری از پستهای مقامات دولتی در این ولسوالی تغییر و تبدیل داشته اما پست مدیریت معارف که از اول دوره حامد کرزی تا الحال که سه دوره ریاست جمهوری میگزرد هیچ تغییر و تبدیلی صورت نگرفته است. لذا این پست از حالت و روال قانونی و اصولی خود گذشته و حال تبدیل به یک میراث گردیده است. یوسف خان نایبی این پست را چنان محکم گرفته که به کلی تبدیل به سلطنت شده است، در خیلی از موارد چنان رفتاری با معلمین دارد که گویا ایشان چوپان و معلمین رمه ی ایشان است. در حالیکه معلم وارث انبیاء است؛ یک معلم دارای شخصیت است؛ یک معلم دارای علم و دانش است که باید به دارندگان علم و دانش ارزش و اهمیت و شخصیت قایل شده و به آنها احترام کنیم. در اینجا نمونه ای را میخواهم برای خوانندگان گرامی درج کنم که شخصی بنام سید ظاهر ایوبی، سال قبل معلم بود در مکتب داکتر سلیمان شغله و امسال مدیر مکتب سمر جاغوری موافقه داد برایش که تبدیل کند در لیسه سمر، وقتیکه مراجعه کرده بود به مدیریت معارف جهت گرفتن تایید آقای نایبی، ایشان مکتوب را گرفته و برایش گفته بود که من برایت اجرائات میکنم تا تبدیل شوی، مکتوب را در مسیر راه کسی به نام معتمد یکی از مکاتب با توافق مدیریت معارف جاغوری، نام سید ایوبی را که یک معلم بود خط زده و نام یک معلم دیگری را سر جایش هک کرده و در غزنی برای تبدیلی فرستاده. بعد از مدتی که سید ظاهر ایوبی خبر شده که مکتوب من دست کسی دیگر است و طی مراحل میکند تا به همان کود نمبر که مکتب سمر برای من موافقه داده بود به همان کد نمبر مقرر شود و بیاید ایفای وظیفه کند. سراسیمه شده و دوباره مراجعه میکند و مدیر معارف میگوید که به مدیر لیسه سمر بگو که از نو موافقه برایت بدهد. وقتیکه شخصا خودم تماس گرفتم با مدیر معارف ولسوالی جاغوری ایشان گفت که در شرایط فعلی کشور هر روز آدم کشته میشود این که یک مکتوب است گم شده و حال هم باید مدیر مکتب سمر، موافقه بدهد من تایید کرده و روانش میکنم غزنی برای تقرری ایشان. چند روز بعد سید ظاهر ایوبی وقتیکه موافقه بعدی را از مدیر مکتب سمر میگیرد و به مدیریت مراجعه میکند، مدیر معارف جناب یوسف خان نایبی به ایشان میگوید که این بست پر شده و شما نمیتوانید خود تان را مقرر کنید. میگوید من کلان معارف هستم در جاغوری و شما هم باید چیزی را که میگویم همان کار را بکنید و به شما مکتب داکتر سلیمان شغله نیاز دارد و باید شما آنجا ایفای وظیفه کنید. بالاخره سید ظاهر ایوبی بعد کش و بگیرهای زیاد دوباره امر تبدیلی شانرا اجرا نتوانسته و ناچارا به مکتب داکتر سلیمان شغله بر میگردد. معلم جدیدی که از طرف مدیریت معارف ولسوالی جاغوری برای مکتب سمر بر اساس مکتوب تقلبی مقرر شده بود معرفی و زمانیکه ایشان به مکتب میرود مدیر مکتب به قرار دروس قبلی سید ظاهر ایوبی مضامین دری و پشتو را الی دوره لیسه برایش پیشنهاد میکند و این معلم هم چیزی نگفته و کتاب پشتو را از کسی دیگر زیر نویس فارسی کرده و وارد صنف میشده و بعد که یکی از معلمین کتاب را میگیره که کاملا زیر نویس کرده و برای شاگردان فقط زیر نویس را تدریس کرده و بعد خود معلم نو مقرره اعتراف میکند که من این مضامین را تدریس کرده نمیتوانم و فقط میتوانم اصول صنفی صنف اول و دوم را تدریس کنم. که من در اصل در کتب خارتیزک جاغوری مقرر بودم به جای من کسی دیگه رفته غزنی زنش را به جای من تبدیل کرده و من که کاملا بی خبر از این چنین مسایل بودم مرا اینجا تبدیل کرده در حالیکه هیچ خبری ندارم و اصلا خودم در غزنی جهت تبدیلی نرفتم وقتیکه کاملا مرا تبدیل کرده مکتوب تبدیلی مرا برایم داده و گفته که تو در لیسه سمر تبدیل شده ای و من هم به مدیریت معارف آمدم و سوال کردم که مکتب سمر در کجاست که من تبدیل شدم، برایم در جواب گفت که خودت برو پیدا کن. تا اینکه آمدم مکتب سمر را پیدا کردم و آمدم که من باید مضامین دری و پشتو را تدریس کنم که من متاسفانه این توانایی را ندارم. مدیر مکتب موضوع را به کلانهای منطقه در میان گذاشته و کلانهای منطقه چند نفر رفته کنار آقای یوسف خان نایبی که این معلم خواست های درسی شاگردان را بر آورده نمیتواند. ایشان در جواب گفته که دو نفر از بخش نظارت روان میکنم که زیر درس بنشیند و اگر تدریس نتوانست ایشان را تبدیل میکنم و شما به یک معلمی که توانایی به مضامین دری و پشتو داشته باشد برای خود یافته و معرفی کرده و موافقه دهید تا تبدیل شود. فردای آنروز دو نفر از بخش نظارت میاید و زیر درس مینشیند و معلم هم اعتراف میکند که من این مضامین را تدریس کرده نمیتوانم باز هم مدیر مکتب سمر را به مدیریت میخواهند و میگوید که امسال این معلم را قبول کن و حق زحمه در نظر میگیرم برای معلم دری و پشتو در مکتب سمر.
نقد و نظر:
1- مطابق به قانون کار افغانستان مصوب سال 1387 به نویسندگی قانون پوه آقای سرور دانش، تمام اتباع افغانستان، در هر نقطه افغانستان حق آزادی کار و حق انتخاب برای کار را دارد مشروط بر اینکه کار شان مشروع باشد. اگر مطابق این ماده از قانون کار افغانستان، عمل کنیم اولا؛ سید ظاهر ایوبی که قبلا در مکتب داکتر سلیمان معلم بود حق آزادی انتخاب معلمی در جای دیگر را هم داشت و هم دارد که تغییر و تبدیل نیز یک اصل است در افغانستان، دوم اینکه؛ ایشان شاید متوجه شده باشد که بیشتر از این اگر در مکتب داکتر سلیمان بمانم ممکن بعضی از روابط ها میان مدیر و معلم خراب شود. سوم اینکه؛ شاید بر اساس خیلی تکراری شدن کار و معلمی در یک منطقه خسته کننده شده باشد که هر معلم حق دارد که خودش را تبدیل کند از یک مکتب به مکتب دیگر. که مدیریت معارف نقض قانون کرده و از صلاحیت خود سوء استفاده کرده و به مدیر لیسه هم گفته که سید ظاهر ایوبی یک معلم فتنه انداز است و یک معلمی است که یک مکتب را خراب میکند تا اینکه مخ ایشان را زده و ایشان هم گفته که امر تبدیلی وی را اجرا نکنید. که بعد از آن مدیر معارف هم امر تبدیلی ایشان را اجرا نکرده و گفته که مدیر مکتب سمر شمارا نمیخواهد. از طرف دیگر دو معامله در کار بوده که یکی توسط مدیر لیسه داکتر سلیمان که ممکن کدام معامله ی در کار بوده باشد، چون آنها نمیخواسته اند که سید ایوبی از مکتب داکتر سلیمان برود و طرف دیگر اینکه مدیر مکتب خرکوش و یا کدام معلم مکتب خرکوش زنش را در مکتب بجای معلمی که در لیسه سمر مقرر شده جای اورا اشغال کرده که این هم میتواند معامله ای را در پی داشته باشد. در این صورت حق آزادی یک معلم کاملا سلب شده و یک معلم مطابق به خواست مدیر معارف جاغوری جناب یوسف خان نایبی باید تا هر قدر سالی که ایشان بخواهد باید در یک مکتب معلمی کند. که این مورد خارج از شخصیت یک انسان است و شخصیت و انسانیت یک معلم زیر سوال میرود. در حالیکه دین اسلام به انسان ارج قایل است چنانچه در قرآنکریم آمده است که: ولقد کرمنا بنی آدم (اولاد آدم را بزرگی و کرامت بخشیده ام)
2- در قانون اساسی کشور آمده است که تمام اتباع کشور حق برخورداری از تعلیم و تحصیلات رایگان الی مقطع لسانس، به صورت رایگان دارد و دولت جمهوری اسلامی افغانستان مکلف است که تمام امکانات تعلیم رایگان را برای همه اطفال و اتباع کشور الی مقطع لسانس محیا سازد. که در این قسمت کلمه مکلف، تکلیف و الزام دانستن دولت را در پی دارد و کلمه ی (امکانات) تعلیم رایگان نیاز به تفسیر دارد که از قبیل ساختمان مکتب، معلم، ملازم، میز، چوکی، کتاب، قرطاسیه، قلم، تخته سیاه، تباشیر و… را دولت مکلف است که باید تهیه کرده و زمینه تعلیم و تحصیل را از صنف اول الی مقطع لسانس برای همه اتباع کشور محیا کند. مردم افغانستان فعلا از دولت چنین توقعی را ندارد و خصوصا ولسوالی جاغوری، چون فعلا اکثری از مکاتب ولسوالی جاغوری دارای چهار بست دولتی و متباقی همه از معاش مردم معلم گرفته شده و به تدریس شاگردان می پردازند. و بعضی از مکاتب هم یک مقدار بست زیاد تر دارد ممکن است از شش الی ده و یا 15 بست باشد. که در این مورد دولت شدید مقصر است و تا حال قانون اساسی کشور را خود دولت زیر پا کرده و نقض میکند. اما بر میگردم به یوسف خان نایبی که امروزه خودش را کلان معارف در جاغوری میگیرد کدام روز یک بست آورده برای یک مکتب گفته یک بست آوردم بیایید یک نفر مقرر کنید که معلم شما کم است؟ اگر کدام بستی هم میایه با خون دل مردم منطقه برابر است و یک بست معلمی برای یک مکتب به قیمت طلا تمام شده و به همان میزان ارزش دارد و هستند مکاتبی که یک مقدار پول به ایشان داده و تا حال که چند سالی هم از آن وعده شان میگذرد هنوز بست معلمی در خدمت مکتب قرار نگرفته است و مدیران مکاتب هیچ صدای را از خود شان نکشیده تا خدای نخواسته کدام ضربه ی به مکتب و جدول نتایج و کدام تنقیض بست را خلق نکند. ولسوالی جاغوری از قسمت مدیریت معارف بسا مشکل کلان دارد. اول اینکه در طول دو دوره حامد کرزی و یک دوره اشرف غنی هیچ تغییری در این پست نیامده و این پست کاملا تکراری و موروثی و سلطنتی شده است. دوم اینکه اگر تغییر و تبدیل صورت نگیرد بهتر از امروز ایشان میتواند راههای معاملات را بلد شده و خون مردم معارف دوست جاغوری بیاشامد. چنانچه میز و چوکی که از طرف دولت می آمد ایشان در بدل پول به مردم میداد و هر منطقه و مکتبی که پول میداد صاحب میز و چوکی برای شاگردان میشد و در غیر آن صورت نه، همان قسم بستهای معلمی نیز در این ولسوالی از سوی ایشان به معامله گرفته میشود. لذا مردم جاغوری باید در این قسمت کوتاهی نکنند و معارف که یک مسیر سرنوشت ساز برای فرزندان این مردم است را جدی گرفته و روی تغییر و تبدیل بی اندیشند. تا دیگر کسی را در این ولسوالی بنام سلطان معارف نداشته باشیم.

درباره ی مدیر سایت

نام من علی مدد و نام فامیلی من شجاعی و در بهار ۱۳۵۸ خورشیدی در قریه قلندری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی در یک خانواده متوسط و متدین چشم به دنیا گشودم. که دوره ابتدائیه مکتب را در مکتب امام جعفر صادق خواندم و دوره متوسطه را در لیسه های خدایداد و لومان خواندم و دوره لیسه را در لیسه صالحی زیرک خواندم و دوره لسانس را در دانشگاه پیام نور افغانستان در رشته حقوق به پایان رساندم.

همچنین ببینید

نظام سلطنتی در معارف جاغوری

هرگاه نظری به چند سال قبل کشور و ولسوالی جاغوری بی اندازیم، دیده میشود که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *