چهار شنبه , اکتبر 23 2019
سرخط خبرها
خانه / تاریخ / چند شعر از یوسف ریاضی وقایع نگار دوره عبدالرحمن خان

چند شعر از یوسف ریاضی وقایع نگار دوره عبدالرحمن خان

 

عکس برهانینویسنده: استاد خالقداد برهانی

پيش از همه چيز، حلول ماه مبارك رمضان را بر همه مؤمنين به ويژه به عزيزان كه از آوان جوانى در صدد خداى زيستن و پاك بودن هستند تبريك مى گويم.
براساس وعده قبلى، در اين پست به ذكر اشعارى كه مرحوم يوسف رياضى در مورد اوضاع و احوال “چهل دختر”هزاره سروده مى پردازم. اما پيشاپيش يادآورى چند نكته را ضرورى مى دانم:قکوه گلخار محل واقعه شیرین هزاره
١- پس از ارسال پست قبلى، جناب آقاى نجفى شيرداغى، سه قطعه عكسى برايم فرستاد كه با دلى آكنده از غم و اندوه در گوشه اِى نشسته گريستم، عكسى است از كوه پشت قريه سنگده، كه “چهل دختر هزاره” از قله آن خودشان را به درّه اندخته اند، و عكس ديگرى كه در دامنه كوه، مربوط است به گور دسته جمعى چهل لاله شهيدمان، كه شيرين گل در گور تكى در جلو يارانش آراميده است، چون اين سرزمين در اشغال غاصبان است، قبرها با سنگچى بسيار محقرانه احاطه شده. عكس ها در سال ١٣٩١ گرفته شده كه در اخير اين پست گذاشته مى شود.
٢- كتاب “عين الوقايع”در سال هاى اوائل انقلاب توسط آصف فكرت هراتى همشهرى رياضى، از هزينه موقوفات مرحوم دكتر محمود افشار يزدى تجديد چاب شده، كه متأسفانه اشعار رياضى در باره”چهل دختر هزاره” در چاب جديد حذف شده.
شايد آقاى فكرت هدف سوئى نداشته بوده، چون چاب جديد تلخيص چاب قديم است، و مطالب بسيارى ديگر كه مربوط به مردم هزاره نيست نيز انداخته شده، اما ايكاش اين اشعار حذف نمى شد.
يك جلد”عين الوقايع” چاب قديم در كتابخانه مدرسه فيضه موجود است كه اشعار رياضى را در سال ١٣٧٢ از آن يادداشت كرده به مرحوم محقق افشار به كويته فرستادم، كه ايشان در آن روزگار رئيس دفتر “حزب وحدت” در آن شهر بود، محقق كه فرد قوم دوست بود، بعدها به من گفت كه: با خواندن اشعار چنان گريه اِى كردم كه پرسنل دفتر از گريه من به گريه افتادند، و اشعار را در ورقه اِى چاب كرده در كويته، پخش نمودم.
متأسفانه اين كتاب اكنون بايگانى شده، و به هر دليلى در اختيار خوانندگان قرار داده نمى شود.
٣- دو نكته اصلاحيه را در ارتباط به پست پيشين يادآور مى شوم: اول آنكه چاب اول عين الوقايع ١١٣ سال پيش بوده، كه اشتباهاً در پست قبلى ١٢٣ سال پيش نوشته شده. دوم آنكه، رياضى نامى از شيرين به عنوان فرمانده چهل دختر نبرده، فقط گفته؛ دخترى از ميان آنان، يارانش را فرماندهى مى كرد. مرحوم محقق افشار مى گفت؛ فرمانده “چهل دختر”دخترى به نام”تاج گل” بوده، شيرين در جمع ديگرى از دختران، دست به خودكشى زده. دريغا كه منبع گفتارش را از وى نگرفتم.
اواخر اشعار رياضى گفتار محقق را تأئيد مى كند.
٤- گفته مى شود كه صلابت و عزت ناموسى”چهل دختر” سبب شد تا يوسف رياضى از تسنن به مذهب تشيع بگرايد.

با اين مقدمات مى رويم به سراغ اشعار يوسف رياضى، وقايع نگار دوره اميرعبدالرحمانى:

به قصد غزالان نيكو سِيٓر
چو گرگان شدند از قفا حمله ور

همه تيغ بر كف تفنگها به دوش
تعاقب كنان جمله اندر خروش

غزالان بر آن كوه بالا بلند
به لاخى سر راه شان گشت بند

نه دست ستيزو نه پاه گريز
سراسر به احوال خود اشك ريز

ز نامحرمان هر يكى در حجاب
همه سايه افكنده بر آفتاب

يكى گشت پنهان پىِ لاخ سنگ
يكى بود با طالع خود به جنگ

ز زلف پريشان به صورت نقاب
چو ابر سياه بر رخ آفتاب

ز بيمى كه بر طٓرْف دامان شان
مبادا رسد دست نامحرمان

كشيدند افغان به صد شورو شين
بگفتند فرياد رس يا حسين!

همه مظطرب حال و گريان شدند
سراسيمه از بيم”افغان” شدند

به چشم پر از اشك و مژگان تر
وداعى نمودند با يك ديگر

ز غيرت ازان كوه گردون سرير
فكندند خود را يكايك به زير

بر آن سنگ خارا و ريگِ درشت
يكى بر سر افتادو ديگر به پشت

به هر سنگ يك قطعه ى چون بلور
جدا شد از اعضاى آن خيل حور

بدادند جان و ندادند دست
كه نايد به ناموس آنان شكست

بلى، رسم غيرت همين است و بس
نه زن عشوه گر باشدو بوالهوس

ببايد پىِ حفظ ناموس و دين
چو آن ماه رويان به عزم متين

به جائى گرش عرصه گرديد تنگ
ز غيرت زند شيشه تن به سنگ

خوشا حال مردى كه ناموس او
ندارد به مرد ديگر گفتگو

“رياضى” به تاريخ گوهرفشان
چنين زد رقم حال آن مهوشان

ولكن شنيدم كه جمعى ديگر
ز زن هاى آن مردم نامور

چو”شيرين” معروف با تيغ تيز
بكشتند خود را ازين ننگ نيز

تأسف به حال قشون ماندو بس
طمع مى نبايد به ناموس كس

“رياضى”ز حال ارزگانيان
سخن بس كن، از توپ غيبى نشان

درباره ی مدیر سایت

نام من علی مدد و نام فامیلی من شجاعی و در بهار ۱۳۵۸ خورشیدی در قریه قلندری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی در یک خانواده متوسط و متدین چشم به دنیا گشودم. که دوره ابتدائیه مکتب را در مکتب امام جعفر صادق خواندم و دوره متوسطه را در لیسه های خدایداد و لومان خواندم و دوره لیسه را در لیسه صالحی زیرک خواندم و دوره لسانس را در دانشگاه پیام نور افغانستان در رشته حقوق به پایان رساندم.

همچنین ببینید

نظام سلطنتی در معارف جاغوری

هرگاه نظری به چند سال قبل کشور و ولسوالی جاغوری بی اندازیم، دیده میشود که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *