چهار شنبه , اکتبر 23 2019
سرخط خبرها
خانه / حقوق / مفهوم فسخ عقد نكاح

مفهوم فسخ عقد نكاح

IMG09224135نویسنده: علی مدد شجاعی

یکی از مباحث مهم در حقوق خانواده موضوع موجبات فسخ نکاح می باشد ، در این تحقيق با توجه به اهمیت بحث عیوب مختص زن در فسخ نکاح این موضوع مهم پرداخته شده است.

فسخ نكاح يكي از عواملي است كه در صورت ظاهر شدن عيوبي در يكي از طرفين عقد ازدواج، ايجاد حقي براي طرف ديگر ميكند كه وي مخير است كه رابطه عمل زناشويي را قطع ميكند يا با مشكلات جانب مقابل ساخته و زندگي مشترك خود را ادامه ميدهد. بنابراين، در اين تحقيق، نخست عقد نكاح را تعريف كرده و درباره آن كمي توضيح داده، تا مسئله روشن گردد و بعد از آن به مفهوم و تعريف فسخ نكاح از ديدگاه قانونگذار افغانستان، قانونگذار ايران و بعضي از اساتید حقوق ديگر پرداخته و من بعد علل حق فسخ نكاح براي مرد را بررسي ميكنم.

تعريف عقد نكاح

نكاح در اصل به معناي وَطْيْ (آميزش) است، که در مورد عقد ازدواج به مناسبت اين‌كه آن زمينه وطي ميباشند، استعمال مي‌شود. به نظر مي‌رسد منظور از عقد، نه‌ تنها صيغه بلكه مفهوم حاصل از آن يعني همان ازدواج است بنابراين نكاح را چنين تعريف مي‌كنيم:

ازدواج عقدیست که معاشرت زن و مرد را به مقصد تشکیل فامیل مشروع گردانیده، حقوق و واجبات طرفین را بوجود میآورد. (1)

و نیز نكاح رابطه‌اي است حقوقي- اخلاقي كه به وسيله عقد بين زن و مرد حاصل مي‌شود و به آن دو، حق مي‌دهد كه با يكديگر زندگي كنند، مظهر بارز اين رابطه، حق تمتع جنسي است. عقد نكاح دو نوع: نكاح دايم و موقت است كه اين تعريف شامل هر دو قسم نكاح يعني دائم و موقت مي‌شود. (2)

تعريف لغوي فسخ

فسخ در لغت به معناي «نقض»، «زايل گردانيدن» و «تباه كردن» آمده است. (3) اما در فرهنگ عمید، فسخ به معناي باطل كردن، نقض كردن، برهم زدن معامله و باطل كردن پيمان يا بيع، آمده است. (4)

تعريف اصطلاحي فسخ

فسخ در اصطلاح عبارت از به انحلال و پايان دادن عقد كه از روي اراده و قصد انجام ميگيرد، فسخ است.

اما تعريف فسخ در قانون مدني افغانستان، ماده 132 چنين بيان شده است كه: فسخ عبارت است از نقض عقد ازدواج به سبب وقوع خلل در حين عقد و يا بعد از آن، به نحويكه مانع دوام ازدواج گردد. (5)

اما در قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان، بند اول ماده 127 فسخ چنین تعریف شده است که: هرگاه یکی از زوجین با اعمال صلاحیت خیار فسخ، بدون تشریفات و شرایط لازم در طلاق، مطابق احکام این قانون، نکاح را منحل نماید، فسخ واقع میشود.

تاريخچه فسخ عقد نكاح در اسلام

گرچه فسخ عقد نکاح پیشینه ی تاریخی خاص و دقیقی نخواهد داشت، اما من کوشش کردم که بتوانم یک تاریخچه یا یک پیشینه تاریخی تقریبی را منحیث این مورد، درج این رساله کنم:

سرخسي در كتاب المبسوط خود (جلد ‏5، صفحه 45) به روايت از حضرت علي (ع) نوشته است كه: دليل ما اولا رواياتي است كه از حضرت علي (ع) نقل شده كه دهقاني اسلام آورد و حضرت علي (ع) اسلام را بر همسر او عرضه كرد و همسر آن دهقان نپذيرفت، پس آنگاه بين آنها جدايي انداخت.

و نيز سرخسي در كتاب المبسوط خود (جلد ‏5، صفحه 48) نوشته است كه: اگر مسلمانْ مرتد شود، بين او و همسرش به صورتي غير قابل بازگشت، جدايي خواهد افتاد – خواه ارتداد آنها قبل از همخوابي باشد يا بعد از آن – ولي شافعي معتقد است كه اگر قبل از همخوابي باشد، ازدواج آن دو باطل است، ولي بعد از همخوابگي متوقف بر گذشت دوران سه ماهه عدّه است، ولي ابن ابي ليلي گفته: مطلقاً جدايي آن دو متوقف بر گذشت دوران عدّه است – خواه پيش از همخوابي ارتداد رخ داده باشد يا بعد از آن – بنابراين، مرتد بايستي توبه داده شود، اگر از ارتداد خويش بازگشت، كه هيچ، و اگر كشته شد يا وفات يافت، همسرش از او ارث خواهد برد، همان گونه كه اگر يكي از زن و شوهر مسلمان شوند، حكم آن دو چنين است. و اما اگر زن و شوهر با هم مرتد شوند، نكاح آن دو براساس قاعده استحسان، صحيح به نظر مي رسد و براساس قاعده قياس بايستي بين آن دو جدايي افكنده شود، زيرا ارتداد هر دوي آنها متضمن ارتداد يكي از آن دو است، علاوه بر ارتداد ديگرى؛ بنابراين اگر با ارتداد يكي عقد باطل است، با ارتداد هر دو به طريق اولي چنين است، ولي ما در اين مورد قياس را رها كرده ايم؛ چه اين كه همه اصحاب اتفاق دارند بر عدم لزوم تجديد نكاح، در صورتي كه از ارتداد خويش بازگردند، چنان كه ابوبكر، بني حنيفه را دعوت به توبه كرد، ولي پس از توبه، دستور تجديد نكاح را به آنها نداد. و نيز در صفحه‏50 همين كتاب نوشته است كه: اگر مردي نصراني مسلمان شود و همسر او به آيين يهودي در آيد، ازدواج آن دو بلا اشكال است، چنان كه اگر از اول يهودي بود چنين بود.

نظر به نوشته سرخسي در جلد 5 كتابش به خوبي معلوم ميگردد كه در زمان امامت حضرت علي (ع) و همچنان خلفاي راشدين نيز فسخ نكاح موجود بوده و ارتداد كه يكي از علل فسخ عقد نكاح در دين اسلام است، در آن زمان نيز قابل اجرا بوده است، و نظر به روايتي از حضرت امام علي (ع) كه سرخسي ذكر كرده، در زمان امامت آن حضرت، اين قانون عملي شده است. (6)

علل فسخ نکاح

چون نکاح یک قرار داد مالی نیست و از سوی دیگر تثبیت خانواده مورد نظر قانونگذاری بوده است از این رو همه خیاراتی که در معاملات وجود دارد ، در نکا مطرح نمی شود ، مثلاً خیار غبن یا خیار شرط که مبتنی بر توافق طرفین بر به هم زدن معامله است در نکاح راه نمی یابد .(7)

فسخ نکاح دارای قواعد ویژه ای است که با احکام خیارات در معاملات و قراردادهای مالی یکسان نیست، پاره ای از عیوب در مرد یا زن ، تدلیس و تخلف از شرط صفت از موجبات فسخ به شمار آمده است .

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان، موجبات فسخ عقد نکاح را چنین بیان نموده است:

1- عیب           2- تخلف از شرط           3- تدلیس (8)

به خواطریکه موضوع این رساله را بررسی حق فسخ عقد نکاح برای مرد، تشکیل میدهد، لذا از عیوب مرد در ین رساله خود داری کرده و موجباتیکه حق فسخ را برای مرد ایجاد کرده از قبیل عیوب، تخلف از شرط و تدلیس که مربوط به زن شود تحت سه فصل دیگر بررسی میگردد. (ادامه دارد تحت عنوان فصل دوم)

————————————————————————-

منابع و ماخذ:

1- قانون مدنی افغانستان، ماده 60 صفحه 9

2- سايت پژوهشكده باقرالعلوم www.pajohe.com

3- لغتنامه دهخدا، واژه فسخ.

4- فرهنگ فارسی عمید، واژه فسخ.

5- قانون مدنی افغانستان، صفحه 18.

6- سايت tebyan-zanjan.ir

7- ویب سایت کانون وکلای اصفحان.

8- قانون احوال شخصیه اهل تشیع، صفحه 61.

درباره ی مدیر سایت

نام من علی مدد و نام فامیلی من شجاعی و در بهار ۱۳۵۸ خورشیدی در قریه قلندری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی در یک خانواده متوسط و متدین چشم به دنیا گشودم. که دوره ابتدائیه مکتب را در مکتب امام جعفر صادق خواندم و دوره متوسطه را در لیسه های خدایداد و لومان خواندم و دوره لیسه را در لیسه صالحی زیرک خواندم و دوره لسانس را در دانشگاه پیام نور افغانستان در رشته حقوق به پایان رساندم.

همچنین ببینید

نظام سلطنتی در معارف جاغوری

هرگاه نظری به چند سال قبل کشور و ولسوالی جاغوری بی اندازیم، دیده میشود که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *